تبليغاتX
من خیس فاجعه ام
قرار

 

ديگه برو برو برو

 

سلام ، اما تنها به قسمت نیمه ابری ناخودآگاه بی قراریت اگر هنوز....

امان از نقطه چین هایی که غوغا می کنند.

قرارنبود آن وقتهای تو به این زودیها جایشان را عوض کنند.

راستی خوبی؟

قراربودهمه تا آخرتوآسمون خودشون با ستاره خودشون بازی کنند.

قرار نبود اگر کسی خیالش از وفاداری دیگری راحت شد،

گنجشکهای بی پناه حس اونو با تیر کمان عادت نشانه بگیره.

قرار نبود عشق هم مث گیلاس و بوسه و عیدی اولش قشنگ باشه.

قرار نبود کسی سختش باشه بگه دوستت دارم.

قرار نبود بین عشق وقفه بیفتد.

قرار نبود کسی دیر کند، تاخیر کند.

قرار نبود دیوانه ای برای شکستن دیوانگی طلب زنجیر کند.

قرار نبود عشق کسی را از دیگری سیر کند.

قرار نبود انتخابمان مابین آسمان فردا و تردید زمین گیر کند.

قرار نبود قراری باشد که قرار نیست.

قرار بود با هم بر سر هر چه قرار است قرار بگذاریم.

قرار تنها بر بیقراری بود برای برقراری.

قرار نبود کسی به هوای شکستن دل دیگری بماند. قرار بود هر کس به هوای شکستن

 دل خود بماند، به کدام هوا مانده ای تابحال؟؟؟؟

 

نوشته شده توسط پاییز در ساعت 19:49 | لینک ثابت |

 

خدمات وبلاگ نویسان جوان