تبليغاتX
من خیس فاجعه ام
ای کاش

 

اي كاش

 تو زمونه ای که عشق رو با الف می نویسن بیشتر از این نمیشه انتظاری از این آدما داشت. 

 لباسامون بزرگ  میشه قدمون بزرگ  میشه تقویم بزرگ  میشه اما کاش خودمون به

اندازه کوچیکیامون صادق می موندیم و عاشقا رو کوچیک نمیکردیم و ...

  ديروز منو به جرم دل سپردن به دل پاک ، روانه دادگاه بي مجسمه
 عدالت کردن و حکم کردن به عدد زخم هاي دل مجنون ، دل بلوري
 بشکنم و شکوفه سيب زير قدماي پر از حسرتم له کنم و يه عالمه نيلوفر
 پر پر کنم .
 
 اينجا       
 سعادت     سنگي است سياه ،
 آزادي      نعشي است موميايي
 زندگي     خرمني است بر باد ،
 عشق       دوشيزه اي است تعزيز شده
 
من به چه اميدي زندگي کنم ؟
 
جسد آرزوهايم را درتابوت اميد بگذاريد وبرروي آن خاک نيستي بريزيد

 

نوشته شده توسط پاییز در ساعت 19:15 | لینک ثابت |

 

خدمات وبلاگ نویسان جوان